///

 



تازه ترین مطالب



پربیننده ترین مطالب

کد مطلب: 29757
تاریخ انتشار: چ, 1397/02/26 - 23:10
مروری بر زندگی فرمانده محور تیپ 21 امام رضا (ع) در چزابه؛
شهیدی که شهید «چمران» را از حلقه محاصره ضد انقلاب نجات داد
ر سرکوب قائله «گنبد» در فروردین ­ماه 1358، رشادت­ هایی مثال ­زدنی از خود نشان داد و در مرداد ماه 1358 در «کردستان» و «پاوه»، بارها شجاعت ­هایش تحسین شهید دکتر «مصطفی چمران» را برانگیخت.

به گزارش آران مغان به نقل از دفاع پرس، سردار شهید «حسن علیمردانی» در یکی از روزهای گرم و خشک اواخر بهار به دنیا آمد. دهم خرداد سال 1322 هجری شمسی روستایی که در آن متولد شد «آغل کمر» از توابع دهستان «بالاجام» واقع در بخش «نصرآباد» شهرستان «تربت جام» است.

او یک خراسانی است. از سلاله مردمانی بزرگ، سخت­ کوش، با خدا و متعهد. انسان­ هایی اسلام دوست و دین­دار که فرزندان غیوری را پرورش دادند تا هر کدام از آنها ذخیره ­ای برای انقلاب باشند. بخش «بالاجام»، «تربت جام»، زادگاه «حسن علیمردانی» و دو برادر شهیدش «عباس» و «غلامحسین» و سردار شهید «محمد ابراهیم شریفی» است. خاستگاه سردار شهید «محمد حسن نظرنژاد»، سردار شهید «محمد بابا رستمی».

با پیروزی انقلاب اسلامی، آرزوی دیرینه­ اش مبنی بر تشکیل حکومت اسلامی محقق شد. از همان روزهای اول انقلاب در بهمن ماه 1357، به جمع سربازان خمینی کبیر پیوست و به یاری طفل نوپای انقلاب رفت و در تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مشهد نقش مؤثری داشت.

در ماه ­های اول انقلاب در کنار شهیدان «رستمی»، «نظرنژاد» و «غلام­ محمد نیک­ عیش» فعالیت­ های گسترده ­ای را جهت پاکسازی مناطق مختلف مشهد و روستاهای اطراف «تربت جام»، «گلمکان»، «نیشابور»، «قوچان» از لوث عناصر رژیم شاه آغاز کرد.

در سرکوب قائله «گنبد» در فروردین ­ماه 1358، رشادت­ هایی مثال ­زدنی از خود نشان داد و در مرداد ماه 1358 در «کردستان» و «پاوه»، بارها شجاعت ­هایش تحسین شهید دکتر «مصطفی چمران» را برانگیخت. در سال 1359 ارتفاعات «الله اکبر» شاهد رشادت ­های این فرمانده دلاور خراسانی بود.

شهیدی که شهید «چمران» را از حلقه محاصره ضد انقلاب نجات داد/ شهیدی که در سال 1360 به عنوان پاسدار نمونه معرفی شد

در زندگی هر انسانی موقعیت­ هایی بوجود می ­آید که اگر از آن به درستی استفاده کند، در دنیا و آخرت خیر و برکت می ­بیند.

نقطه­ عطف زندگی شهید «علیمردانی»، اعزام به «چزابه» در ماه­ های آغازین جنگ بود. با اوج گرفتن بحران در «تنگه چزابه» و ادعاهای صدام مبنی بر اشغال این منطقه استراتژیک، فرماندهان جنگ، به این مهم رسیدند که تنها فرماندهی دلیر می­ تواند در چزابه مقاومت کند و این فرمانده کسی نبود جز شیر مرد خستگی­ ناپذیر خراسان بزرگ، «حسن علیمردانی» همان بزرگ مردی که در سال 1360 به عنوان پاسدار نمونه معرفی شده بود. برگه مأموریتش را گرفت و در حالی به سوی چزابه پر کشید که هنوز سیاه پوش چهلمین روز شهادت برادرش بود.

در عملیات «طریق ­القدس» فرمانده «گردان ثارالله» بود. گردانی که چزابه، اقتدار و پایداریش را مدیون آن است. او چنان در چزابه جنگید که نامش برای همیشه در تاریخ جنگ ایران و عراق ثبت شد و با شهادتش آزادی چزابه را مهر کرد.

در روزهایی که جنگ چزابه تن به تن شده بود، جنگید و جنگید. آنقدر که حتی مجال نیافت گلویی تازه کند. شاید مولایش حضرت سیدالشهداء (ع) را دیده بود و به عشق او می­ خواست تشنه لب شهید شود، تا وقتی نفس­ های آخرش را متبرک به نام اباعبدالله (ع) می­ کند، سیراب چشمه کوثر شود.

18 بهمن­ ماه 1360 روز عروج ابدی او به آسمان­ ها است. او در حالی خانواده­ اش را تنها گذاشت و به آرزوی دیرینه­ اش شهادت رسید که درست مثل پدرش، چشم انتظار تولد فرزندش بود.

شهیدی که شهید «چمران» را از حلقه محاصره ضد انقلاب نجات داد/ شهیدی که در سال 1360 به عنوان پاسدار نمونه معرفی شد

خاطرات سردار شهید «حسن علیمردانی»

شکسته شدن محاصره کومله

شهید «محمد بابارستمی»

در منطقه «نوسود» حزب کومله و دمکرات، ما و دکتر «مصطفی چمران» را محاصره کرده بودند. «حسن علیمردانی» داخل یکی از ماشین­ های ارتش که دیوار چوبی هم داشت رفت و یک اسلحه تیربار کالیبر 50 را روی سه پایه کار گذاشت و سعی داشت با بستن رگبار روی دشمن تلاش آنها را در تنگ کردن حلقه محاصره خنثی کند و محاصره را بشکند. بالاخره این قدر «علیمردانی» پشت تیربار تیراندازی کرد که محاصره ضد انقلاب را شکست. وقتی سراغش رفتیم دیدیم، ماشین از بس که تیراندازی به سوی ­اش شده آبکش شده است. لاستیک­ های ماشین پنچر شده بود و چوب­ های دیواره ­های ماشین همه تکه ­تکه شده بود اما «علیمردانی» خیلی خونسرد نشسته بوده و داشت نوارهای تیربارها را سر هم می­ کرد.

شهیدی که شهید «چمران» را از حلقه محاصره ضد انقلاب نجات داد/ شهیدی که در سال 1360 به عنوان پاسدار نمونه معرفی شد

استاد «کالیبر50»

«محمد حسین بخت رونده»

وقتی برای اولین بار اسلحه «کالیبر50 » را دیدیم، هیچکس نمی­ توانست با آن کار کند. شهید «علیمردانی» خیلی آرام جلو آمد و گفت: «من کار با آن را بلدم». بچه­ ها باور نمی­ کردند. نگاهی به هم کردند و گفتند: «بسم­ الله..»

آستین­ ها را بالا زد. اسلحه را کامل باز کرد و توضیحاتی هم به بچه­ ها داد. همه با تعجب به اسلحه نگاه می­ کردند. یکی از بچه­ ها رو به من کرد و گفت: «مطمئنم نمی ­تواند اسلحه را جمع کند». اما ماهرانه اسلحه را جمع کرد. قطعات را بست و آنها را جا انداخت و اسلحه آماده تیراندازی شد.

رزمنده ­ها از تعجب میخکوب شده بودند. از آن روز به بعد همه به چشم یک استاد به او نگاه می­ کردند.

شهیدی که شهید «چمران» را از حلقه محاصره ضد انقلاب نجات داد/ شهیدی که در سال 1360 به عنوان پاسدار نمونه معرفی شد

گلوله ­ها را اصلاً هدر نمی­ داد

«حسین لوخی»

وقتی بخواهیم از آرپی­ جی استفاده کنیم، یک نفر باید کنار دستت باشد و گلوله آرپی­ جی را آماده کند و نفر دیگر شلیک کند، اما در «چزابه» شهید «حسن علیمردانی»یک تنه با آرپی­ جی، تمام سنگرها را پوشش می­ داد. هر بار از یک سنگر شلیک می­ کرد. بنابراین دشمن گمان می­ کرد تمام سنگرها آرپی­ جی دارند.

کسی باور نمی­ کرد یک نفر این همه کار طاقت ­فرسا انجام دهد. آنقدر آرپی­ جی زده بود که روزهای آخر دائم از گوشش خون می­ آمد.

گلوله ­ها را اصلاً هدر نمی ­داد. می­ گفت: «بیت ­المال است. باید درست مصرف شود».

شهیدی که شهید «چمران» را از حلقه محاصره ضد انقلاب نجات داد/ شهیدی که در سال 1360 به عنوان پاسدار نمونه معرفی شد

انتهای پیام/

ارسال نظر