///

 



تازه ترین مطالب



پربیننده ترین مطالب

کد مطلب: 25224
تاریخ انتشار : چ, 1395/07/07 - 12:48
سروان بازنشسته ارتش مي گويد: از سن 16 سالگي نويسندگي رو شروع كرده و تاكنون 8 كتاب نوشته و به چاپ رسانده است.

به گزارش خبرنگار آران مغان، مسیّب مؤمنی در 15 فروردين ماه سال 1316 در روستای قره درویش (دولت آباد فعلی)  مشکین شهر در یک خانواده کاملاً مذهبی، متولد شد و تحصیلات اولیّه را در مکتب خانه محل زادگاهش با تحصیلات قرآنی و تربیت اسلامی با استادي مرحوم جعفر مقدّسی به پايان رساند. در 13 سالگی با آزمون داوطلبانه کلاس اوّل ابتدایی با رتبه بالا، در دبستان حکیمی ادامه تحصیل داده و در سال 1333 با مدرک تحصیلی ششم ابتدایی در تبریز به استخدام ارتش درآمد و جهت طی دوره زرهی به پادگان جی تهران اعزام شد.

 

مومني، پس از پایان آموزشگاه گروهبانی با درجه گروهبان سومی تا استوار دوّمی در تهران، خدمت به نظام را ادامه داد و در عین حال در آموزشگاه های شبانه ادامه تحصیل داده و در سال 1339 با اخذ مدرک تحصیلی دیپلم ادبی وارد دانشگاه نظام (در تهران و شیراز ) شد و پس از طی دانشگاه نظام با رتبه ممتاز در بین کل دانشجویان در شیراز، دژبانی مرکز تهران را جهت ادامه خدمت انتخاب كرده و در سال 1366 به منطقه عملياتي غرب اعزام و بعدها در همين سال با درجه سروانی به افتخار بازنشستگی نائل شد.

 

به مناسبت هفته دفاع مقدس خبرنگار آران مغان سراغ اين نويسنده كه مدتي در حفاظت از منطقه عملياتي غرب حضور داشته رفته و مصاحبه اي انجام داده كه در ادامه مي بينيد.

 

 ضمن تشکر از حضورتان در این گفت وگو لطفاً خودتان را معرفی كنيد؟

سروان بازنشسته ارتش، مسیّب مؤمنی هستم متولد 15 فروردين 1316. در روستاي قره دوريش شهرستان مشكين شهر در یک خانواده مذهبی به دنیا آمدم و 6 فرزند دارم و در حال حاضر به عنوان دبیر انجمن شعر و ادب پارس آباد و مشکین شهر و  مسئول تربیت آموزش انجمن بسیج هنرمندان پارس آباد انجام وظيفه مي كنم.

 

چگونه از شروع جنگ باخبر شدید؟

31 شهریور سال 1359 بود که چند انفجار در ناحیه مهرآباد تهران با صدای مهیب رُخ داد و به دنبال آن مشاهده شد که چند تا هواپیمای جنگی سیاه رنگ به سرعت دارند آسمان تهران را ترک می کنند که بلافاصله چند هواپیمای جنگی ایران اسلامی در تعقیب هواپیماهای بمب افکن به پرواز درآمدند و معلوم شد که جنگنده هاي عراقي به ایران حمله کرده است.

 

در اولين ساعات تجاوز حزب بعث عراق به كشور كجا بوديد؟

در آغاز جنگ تحمیلی عراق عليه كشورمان، در تهران پادگان امام خمینی (ره) در دژبان مرکز مشغول خدمت بودم.

 

كی به جبهه اعزام شدید و خانواده تان چطور راضی شدند؟

البته که خانواده ام برایشان سخت بود و بسیار ناراحتی می کردند اما با اخذ رضايت آنان در فروردین سال 1360 جهت حفاظت از خطّ مقدم جبهه با گروهان یکم گردان زندان مركزي تهران كه آن زمان فرماندهي آن بر عهده من بود به منطقه عملياتي غرب اعزام و از کرمانشاه تا سه پل ذهاب – کوه های بازی دراز و پادگان ابوذر را تحت حفاظت از خط مقدم جبهه، قرار داديم.

 

از حال و هوای جبهه برایمان بگو ؟

باید بگویم، شنیدن کِی بُوَد، مانند دیدن. در جبهه به اين باور رسيده بوديم که بخدا نزدیک شده ایم نمازها، دعاها و مناجات شبانه، صفای دیگری داشت. تصوّر من این بود که گروهبان اینانلو با آن ژست جاهل منشی که داشت، او از اعمال عبادی فاصله دارد، امّا یک روز که هنوز خودم نماز ظهر را نخوانده بودم در حواله رود کرخه يك به یک از پست های حفاظتی بازدید میکردم، گروهبان اینانلو را دیدم که در کنار سنگ بزرگی خلوت كرده و به نماز و راز ونیاز با خدای متعال مشغول است، اشک از چشمانم، بی اختیار جاری شد.  زیرا او را در حال اقامه نماز دیدم و به حال خودم افسوس خوردم كه با همه ادعایم هنوز نمازم را نخوانده بودم.

 

چرا وقتی حرف جنگ می شود، نسل شما از معنویت جبهه می گویند؟

نسل زمان ما، یا جبهه را دیده اند یا حال و هوا و معنویت آن را شنیده و درک كرده اند و بخاطر اين است كه هر وقت صحبت از جبهه و جنگ مي شود ناخداآگاه ذهن ها به سمت معنويت و خلوص رزمندگاني مي رود كه

 

نویسندگی را کی شروع کردید و تاکنون چه کتاب هایی تألیف کردید ؟ نام کتاب هایی که چاپ شده ؟

از سن 16 سالگي نويسندگي رو شروع كردم و تاكنون 8 كتاب نوشته و در دست چاپ دارم كه از جمله مي توان به كتاب هاي "مراسمنامه و عرفان نامه" به زبان فارسی،  "فرهنگ نماز" ، "منظومه های قرآنی – نهج البلاغه" ، "چهارده معصوم و ماجرای کربلا" ، "میهن و استکبار ستیزی"، "غزایات و اخلاقیات"  و "پند واندرز و عبرت نامه" اشاره كرد.

قطعه اي از سروده هایی که در باب دفاع مقدس نوشته اید بگویید؟

سخن، بشنو گویم به طومار ها       زاغمارِ دُون و، ز دلدارها

چو شهریور سالِ  پنجاه و نُه          به پایان شد و شد چه پیکارها

سِپاهی زبغداد و از حامِیان            بُرون از شمارش، چو تاتارها

سلاح و مُهمّاتِ آتش فِشان          به همراهِ آنان، به انبارها

ز تانک و زره پوش و میگ               زمین و هوا را، چه دیوارها

چنان آتشی زد، به ایران زمین      که شرحش نگنجد، به طومار ها

از این رو سِپاه چِهِل میلیونی        بفرمانِ رهبر، بزد  حبارها

بغرّید به ایران، پلنگ اَفکنان          بزد لرزه بر ، کاخِ خو نخوارها

سراسر زن و مرد و پیرو جوان      به ایران زمین ، شد به پیکارها

نمایی ، زمرویّ  و آزادگی           به گیتی، نمودند شان، بارها

فلک مات و حیران، ملائِک همه     بران عشق وایمان و ایثارها

چه زیبا نقوشی ، زایران ما           به هر جا، فتادش ، به بازارها

نهایت چنان شد که ایران زمین      بخواندش سرودی زشَهکارها

که تا عبرت آید، جها نخوار را         برآرد به عجز خود اِقرارها

از ین پس، نگهبانِ این مرز و بُوم    بُوَد «مؤمنا» چشم بیدارها

 

به عنوان یک شاعر نویسنده، تعریف شما از جنگ تحمیلی و هشت سال دفاع مقدّس چیست؟

جنگ تحمیلی یعنی تجاوز و زورگویی اَجنبی یا اَجنبیان، و دفاع مقدّس، یعنی دفاع عارفانه و عاشقانه از مقدّسات ملّی - مذهبی که مورد تجاوز قرار گرفته اند.

 

شما در مدّت حضور در جبهه، در چه عملیاتی شرکت کردید؟

من و واحد تحت فرماندهی ام، با اينكه همواره در حفاظت خطّ مقدّم بخشي از دو جبهه (جنوب و غرب) منتظر عملیات بودیم اما چنین توفیقی قسمت نشد كه در عملياتي شركت كنيم.

 

اگر دوباره جنگي روی دهد، حاضر به شرکت در جنگ هستید؟

آرزویم این است که جنگ دیگری رخ ندهد. اما اگر چنین اتّفاقی بیافتد، قطعاً داوطلب شرکت در جنگ خواهم بود تا تجربیاتم را محک بزنم و اگر چنین توفیقی قسمتم نشود برایم یقین خواهد شد که همه اعمالم - ادّعایم و آرزوهایم بی ارزش بوده و با نا امیدی دنیا را ترک خواهم کرد.

 

درس هایی كه از جبهه آموخته ايد؟

حق هميشه پیروز است و متجاوز نهایتاً نابود، انسان به حقایق و میزان عشق، و ایمانش به میهن اسلامی و مکتب دینی اش، واقف میشود و اعجاز خدا را بهتر درک می کند.

 

جنگ و انقلاب را چه کسانی پیش بُردند؟

نیروهای رزمنده و بسیج مردمی در كنار اتحاد نيروهاي سپاه و ارتش

 

نقش امام راحل در جبهه چگونه بود؟

انسجام بخش و الهام دهنده بود، بطور کلی نقش آفرین حقیقی بود.

 

فرق جوانان دفاع مقدس با جوانان امروز چیست ؟

جوانان دفاع مقدس مخلص تر بودند چون پشت پرده برنامه های شیطانی نبود. ولی الآن جنگ ترم استکبار از هیچ بار منفی فرو گذار نیست و از پشت پرده سیاسی سعی بر انحراف و فساد اخلاقی جوانان هستند.

 

روحیه رزمندگان را در مدت حضور خود در جبهه چگونه دیدید ؟

الحق، فوق العاده عالی و برای همین بود که گفتم : شنیدن کجا ، دیدن ماجرا

 

هم اکنون به چه کاری مشغول هستید؟

دبیر انجمن صنفی حمل و نقل کالای پارس آباد، دبیر انجمن شعر و ادب پارس آباد و مشکین شهر و  مسئول تربیت آموزش انجمن بسیج هنرمندان پارس آباد هستم.

 

دفاع مقدس را در یک جمله تعریف کنید؟

دفاع مقدّس، اهداف الهی

 

تلخ ترین و شیرین ترین لحظه زندگی تان را بگویید؟

تلخ ترین زندگی ام، فوت همسرم در تهران و بی سرپرست ماندن  6 پسر محصل و یک دختر 3 ماهه ام بود که زماني از ماجرا باخبر شدم كه بازنشسته شده و در مغان مشغول کار بودم و شیرین ترین لحظات زندگی ام، سُرور ملی است که بنا به توفیقات حاصله کل ملّت خوشحال می شوند.

بعد از پايان جنگ و بازنشستگي مشغول چه کاری شديد؟

بعد از مراجعت از جبهه غرب، حدود سه سال فرماندهی اردوگاه اسرای داودیه تهران (طریق القدس 6) واقع در کنار اتوبان جهان کودک را عهده دار بودم که بنا به فعالیت های صادقانه در جبهه ها و اردوگاه اسرا یک سال هم ارشدیت به بنده (هدیه رهبری) اعطا گرديد و هنوز جنگ تمام نشده بود که برای بار سوّم پیشنهاد عزیمت به جبهه را دادم (اواخر سال 1365) اما قسمت نشد و پس از مدتی به افتخار بازنشتگی نائل شدم (15/1/1366 ) و پس از بازنشستگی از تهران به مغان نقل مكان كردم و مدت يازده سال مشاور امور حفاظتی و فرهنگی شرکت کشت و صنعت مغان و دو سال هم مشاور شرکت گاز رسانی  مغان را بر عهده داشتم.

حرف آخر؟

با شرایط جبهه و جنگ و فرهنگ ایثار در دوران دفاع مقدس فاصله نگیریم.

انتهای پیام/

 

دیدگاه‌ها

درود بر استاد مومنی، چهره ای مردمی و مومن و ادیبی توانمند و صاحب قلم و البته شاعری مجرب و در خط ولایت

برای جناب مومنی عزیز در کلیه مراحل زندگی ایشان آرزوی توفیقات الهی را دارم.
ارسال نظر