///

 



تازه ترین مطالب



پربیننده ترین مطالب

کد مطلب: 27851
تاریخ انتشار : د, 1396/04/26 - 01:53

اگر چه گاهی سخن گفتن و بیان برخی مسائل و مشکلات تکراری و کلیشه ای خوشایند نیست و موجب بی حوصلگی خواننده میشود، لیکن برخی مشکلات هستند تا زمانیکه مرتفع نشده اند حتی به قدمت تاریخ این سرزمین هم که باشند آنقدر باید گفته و شنیده شود تا مجریان و مسئولان را وادار به اجرای آن نماید.

به گزارش آران مغان، با نگاهی اجمالی به برخی پروژه ها و طرحهای تدوین شده اما اجرا نشده در سطح منطقه مغان خصوصا شهرستان پارس آباد، گاها این تفکر در اذهان مردم ايجاد مي شود، که احیانا برخی پروژه ها ذاتا نیازی به بهره برداری و افتتاح ندارد و صرفا بخاطر مانور تبلیغاتی و انتخاباتی برخی افراد یا بعنوان پیامهای بازرگانی دولت ها تدوین و طراحی شده است و باید تا قیام قیامت در صحنه و جو عمومی منطقه خود نمایی کنند و خوراک رسانه ای و مطبوعاتی دولت ها و مسئولان بی خاصیت و بی برنامه و کارنامه باشند.

پروژه هایی که اگر اغراق نیاشد برخی از آنان به قدمت تاریخ این سرزمین (پارس آباد) طول عمر داشته و احدی بر آن پایانی متصور نیست.

برخی پروژه ها همچون سد پایاب خدافرین و سد دیکداش و عمارت،گمرک اصلاندوز و بیله سوار و تازه کند و آزادلو، راه آهن جلفا - اردبیل، پل دوستی ایران و آذربایجان، الحاق منطقه آزاد و ایجاد منطقه آزاد و حتی بندر خشک اصلاندوز و طرح توسعه کشت و صنعت مغان،جاده یا همان قتلگاه مغان اردبیل،تصفیه خانه پارس آباد و بیمارستان؟ مجهول تختخوابی و توسعه اولین و قدیمی ترین فرودگاه استان و … از جمله پروژه هایی هستند که به قدمت تاریخ این سرزمین طول عمر دارند و انسانهای بسیاری در آرزوی دیدن و چیدن بهره این پروژه ها دار فانی را ناکامانه وداع گفته اند.

لذا در بسیاری از مناطق و استانها و شهرهای دیگر کشور و حتی همسایگان و مناطق همجوار ما مگاپروژه ها و طرحهای مشابه عظیم اما غیر الزامی نسبت به پتانسیل های بالقوه منطقه مغان (سه عنصر حیاتی آب-خاک-هوا) که شاید توجیه علمی و منطقی نیز در مقایسه با طرح ها و پروژه های مناطق مغان را ندارند، شروع و مورد بهره برداری قرار گرفته اند که اینها فارغ از دیگر مگاپروژه های توصیف شده نظیر نیروگاههای اتمی و انرژیک و ساخت کریدورهای بین المللی و کارخانجات و صنایع متعدد عظیم و …در دیگر مناطق کشور است که ما مثال زدیم،لیکن با این اوصاف ما همچنان اندر خم یک کوچه ایم و یکی از بزرگترین چالش های منطقه ما که همانا عزل و نصب مدیران و مسئولان است به قوت خود باقی است چه برسد به افتتاح پروژه ها و تاسیس صنایع تبدیلی و تکمیلی و مع الذالک.

لذا به نظر میرسد دو عامل مهم دلیل این نقصان و نارسایی  است که از دلایل اصلی و مهم آن یکی بی کفایتی و عدم بصیرت و شایستگی مدیران و دیگری بدون پشتوانه بودن طرح و نقص در پروژه ها میباشد.

با نگاهی اجمالی به تعریف پروژه که به شرح زیر است :

به مجموعه فعالیت‌هایی که بصورت پی در پی و هدفدار برای رسیدن به یک هدف از پیش تعیین شده انجام میپذیرد یک پروژه گفته میشود پروژه ، متشکل از فعالیتهای منطقی و مرتبط به یکدیگر است که زیر نظر یک مدیریت و ارگان اجرائی مشخص، برای تامین هدف یا هدفهایی مشخص،در چارچوب برنامه زمانی و بودجه از پیش تعیین شده ای اجرا می گردد هر پروژه ، یک دوره زندگی مشخص دارد  دوره زندگی پروژه ، از ابتدا تا انتها ، از مراحل قابل تشخیص و قابل تعریفی تشکیل شده است  که در یک تقسیم بندی عمومی ، دارای مراحل بررسی ، تعریف ، طراحی ،ساخت یا اجرا، نصب و راه اندازی و بهره برداری و ارزیابی است .

پی میبریم اقداماتی که در طول دهها سال در منطقه ما انجام یافته، و در فرایند اجرای آن نمایندگان و مدیران و مسئولان و کل تشکیلات اجرایی و غیر اجرایی منطقه درگیر آن شده اند تفاوت بسیاری با یک طرح و پروژه منسجم و منطبق با معیارهای روز دارند.اکثر پروژه های غول پیکر و حیاتی که در منطقه پیاده شده اند، بدون شک یا غیر کارشناسانه،بدون پشتوانه علمی و عملی  بوده و یا منافع و مطامع شخصی مجریان و متصدیان طرح نسبت به منافع عموم ارجحیت پیدا کرده و به دلیل بی کفایتی و طمع مسئولان و مدیران دخیل در فرایند پروژه و ضعف نمایندگان ادوار مختلف و دست به یکی کردن و کارشکنی در اجرای پروژه ها از خصوصیات و ویژگی های یک پروژه استاندارد و جامع تهی شده است.

یکی از مهمترین  پروژه ها که بعد از سالها مانور تبلیغاتی در فرایند اجرا در پیچ و خم دستگاهها و وزارتخانه ها گره خورده و به هم تنیده شده ، منطقه آزاد تجاری صنعتی است که مرحله به مرحله در تمام دستگاهها و وزارتخانه ها و کارگروههای تخصصی بارها و بارها بر آن ایراد گرفته شده است چرا که شیوه تحقیق،طراحی، و اجرای پروژه مذکور با متد های غیر استاندارد و غیر کارشناسی تدوین شده و علیرغم چندین بار چکش کاری و فرزکاری و سیقل دهی همچنان از خصوصیات و ویژگی های یک طرح جامع و علمی برخوردار نشده است و هر بار به دلیل تدوین غیر کارشناسی و دخیل کردن مسائل احساساتی و تعصبی مسئولان مختلف، محدوده ها و مناطق آن حذف و برگشت خورده است که این امر نیز سبب فرصت سوزی و بی اعتمادی در بین دیگر نمایندگان شده است .لذا صرف کردن این همه پتانسیل و تحمیل هزینه و چند صد ساعت کار کارشناسی تنها فدای این مسئله شده است که به دلیل تعصبات حزبی و جناحی و یا احیانا سببی و نسبی کار به شخص صاحب نظر و کاردان سپرده نشده و مدیر مربوطه بدلیل عدم صلاحیت و اشرافیت لازم طرح را با شکست مواجه کرده است.

از دیگر موارد قابل ذکر میتوان به پروژه راهن آهن جلفا - اصلاندوز و گمرک اصلاندوز و تازه کند اشاره کرد که از همین نقیصه رنج میبرد و بوی کارشکنی مجریان و دست اندرکاران وقت به روشنی در آن استشمام میشود چنانچه مسئولان بی کفایت محلی و استانی استدلالاتی را در باب عدم توجیه پذیر بودن پروژه از مخالفان مطالبه میکردند،بدون شک از بیان آن عاجز می ماندند چرا که هیچ توجیه منطقی و متقن پشت پروژه وجود نداشت الی تنگ نظری و حسادت طلبی برخی مدیران بالادستی نسبت به  منطقه و شهرستان پارساباد که غیر قابل انکار و امتناع است و حقوق مردم این شهرستان در سایه بی کفایتی مدیرانش بر شریان حیاتی دیگر مناطق استان ساری و جاری شده است.

جاده یا قتلگاه مغان که توجیهی جز عدم کفایت و جدیت مدیران و نمایندگان شهرستان مزید بر علت نیست، سالهاست که مسئولان و مدیران و نمایندگان شهرستان را شرمنده خانواده قربانیان این قتلگاه و کسانیکه به دلیل غیر استاندارد بودن جاده و مسیر نامناسب جان خود را از دست داده و یا در گوشه بیمارستانها گرفتار شده اند،کرده است.از آنجاییکه برخی از مسئولان خوش خیال ما سالها پیش وقتی در سفره خانه ها و باغ های شخصی افراد دنبال یللی تللی خود بودند و بر سر عزل و نصب اقوام و اشنایانشان با مدیران استانی معامله میکردند در سوی مقابل، دیگر مدیران فرصت طلب شهرستانها مشغول تقسیم غنایم پارساباد همچون گوشت قربانی بوده اند و در یک کلام سوء مدیریت عامل اصلی محرومیت و مظلومیت شهرستان پارساباد شده است.

از منطقه ازاد و قتلگاه مغان و راه آهن جلفا به اصلاندوز که  بگذریم،قصه پرغصه سد پایاب خدافرین علیرغم تبلیغات وسیع رسانه ای می بایست سالها پیش مورد بهره برداری قرار میگرفت که متاسفانه تنها در سال جاری بودجه قابل توجهی در سایه عنایات رهبر معظم انقلاب و دولت تدبیر و امید بر آن تزریق شده است اما اینکه کی پایان خواهد یافت باید سراغ رمال ها و جن گیرها و پیش گوها برویم چرا که مدیران نیز پاسخی جز انشالله در آینده نه چندان دور و بزودی و هر چه سریعتر و با تمام توان و … مطلب دیگری برای پاسخگویی در چنته ندارند.

بحث کشت و صنعت مغان و بازخرید کارکنان و واگذاری زمین ها و ادوات و ماشین آلات آن در سایه بی کفایتی مدیران نالایق که مغایر با شرکت های معادل که روز به روز در حال گسترش ونوسازی و توسعه هستند،رو به افول گرویده و به دلیل فساد سیستماتیک داخل مجموعه آنرا از یک شرکت چند منظوره بین المللی به یک شرکت محدود منطقه ای مبدل کرده است  اکنون پس از سالها تار و مار و تیشه زدن بر ریشه آن،مدیر دیگری مدعی نوسازی و تجهیز آن شده است که یکی از معایب اصلی دست اندرکاران و سیاست گذاران این شرکت همان عملکرد سلیقه ای و غیر راهبردی میباشد که آنرا به ورطه نابودی و ورشکستگی سوق داده است.

بیمارستان ۱۶۰ تختخوابی پارساباد که در مدت زمان ساخت آن نیروگاه اتمی بوشهر تجهیز و مورد بهره برداری قرار گرفته است، نقشه آن طی زمان ساخت و ساز چندین مرحله مورد تغییر و تحول قرار گرفته است اما همچنان عاری از ویژگی های یک پروژه منسجم میباشد که نیازمند توجه مدیران و مسئولان مربوطه و ایجاد تلنگر در فرایند اجرایی است چرا که در کمتر از یک سوم زمان سپری شده تاکنون باید مورد بهره برداری و افتتاح قرار میگرفت.

تصفیه خانه پارساباد که به دلیل وضعیت نامساعد و غیر استاندارد بودن آب شرب منطقه و شایعه آلودگی آب ارس به مواد رادیو اکتیو،مواد شیمیایی سرازیر شده از نیروگاه متسامور و سموم شیمیایی کشاورزی و … که سبب ازدیاد و ترویج زخم معده و سرطان و انواع بیماری های اپیدمی ناشی از مصرف آب شده است یک پروژه مهم در جغرافیای منطقه است که بی گمان با شرایط مذکور نیازمند عزم ملی و توجه اورژانسی به مسئله است، اگر شعار ولی نعمتی مردم  برای مسئولان واقع بینانه و متعهدانه باشد.

موضوع کلیشه ای دیگر فرودگاه پارساباد است که بعد از گذشت چندین سال از تعطیلی قدیمی ترین فرودگاه استان به بهانه ارتقاء نوسازی و غیر استاندارد بودن ،بالاخره مغایرت وعده استاندار وقت نیز علنی شد و دم خروس بیرون آمده از وعده های توخالی وزیر در قبال فرودگاه پارس آباد،قسم حرضت عباسی وی را برملا کرد.دستوری تنگ نظرانه و غیر کارشناسی از استاندار وقت که سبب تعطیلی ۱۰ ساله اولین فرودگاه استان و تحمیل هزینه های مازاد بر ساخت یک فرودگاه تازه تاسیس بر روی دست دولت یازدهم و سازمان هواپیمایی کشور شد.

فلذا اینها تنها بخشی از ناملایمتی ها و نارسایی هایی است که بر مردم این منطقه تحمیل شده است  اگر چه همانگونه که تشریح شد مسئولیت مستقیم این خلاء بر عهده مدیران و مسئولان مستقیم طرح ها و پروژه هاست لیکن بخش قابل توجهی از این ناهنجاری و نابسامانی نیز به صورت غیر مستقیم به تعلل و سستی و بی مسئولیتی خودمان بر میگردد که در حق خودمان جفا داشته ایم چرا که اگر در زمان مقتضی و سر بزنگاه بر وعده های داده شده توسط مسئولان و مدیران تاکید کرده یا بر سرشان آوار می شدیم و مطالباتمان را با صدای بلند و رسا فریاد می زدیم و در بوق و کرنا میکردیم چه بسا بخش قابل توجهی از این مشکلات و معضلات یا مرتفع شده بود و یا مدیران و مسئولانی که توان و صلاحیت انجام وظایف محوله را نداشتند بالاجبار زیر فشار افکار عمومی دل از کرسی مدیریت کنده و میدان را برای افراد شایسته و خلاق و مجرب خالی میکردند.

علی هذا نتیجه میگیریم که در این نابسامانی نه تنها یک فرد و موضوع خاص مسبب خلاء ایجاد شده است،بلکه همه عوامل از قصور و غفلت مدیران و مسئولان محلی تا تنگ نظری و حسادت برخی از سران و اتاق فکر استانی گرفته تا بی توجهی مدیران ارشد و وزرا و النهایه خود مردم منطقه بدلیل عدم مطالبه گری و حس وظیفه شناسی و مهمتر از همه اصحاب رسانه به عنوان پیش قراولان و نمایندگان افکار عمومی دست به دست هم داده در این بی مسئولیتی و خلاء ایجاد شده شریک و سهیم هستند.

رضا اميرپور/ ارس رسا

انتهاي پيام/

 

 

ارسال نظر